ترانه گلسرخي » طرفداران حبيب محبيان
مطالب مورد علاقه كاربر
تبلیغات
موضوعات

کل مطالب (0 / 55)


نظرسنجي
آيا اين سايت به فعاليت خودش ادامه بدهد ؟

بلي
خير

آرشيو ماهانه
اتاق گفتگو

[پايين صفحه]

آمار سایت

آمار مطالب:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 0
  اين ماه: 0
  مجموع مطالب: 55
  کل نظرات: 81



آمار بازديد:
  بازديد امروز: 582
  بازديد ديروز: 474
  مجموع بازديدها: 358174



آمار کاربران:
  يک ساعت پيش: 0
  امروز: 1
  اين ماه: 57
  مجموع کابران: 452
  بن شدگان: 7

آخرين عضو:


shandiz

افراد آنلاين : 1 نفر
مهمان : 1 نفر




اطلاعات سيستم شما

آدرس آي پي

38.107.179.239
سيستم عامل
CCBot/1.0 (+http://www.commoncrawl.org/bot.html)
مرورگر سيستم


رزولوشن تصوير


نوع سيستم عامل

bit

 

 



نظرات چند نفر از كاربران سايت قسمت اول
خداوندا با صداى حبيب
موزيك ويديو اگه تو مال من بودى
اگه تو مال من بودى با صداى كامى و محمد
لحظه ها با صداى حبيب
آهنگ واعظان با صداي فرشيد و شهاب
آهنگ خوشكل من با صداي حبيب
آهنگ صوتي و كليپ تصويري نمازه و روزه
ترانه صوتي همخونه از آلبوم خورشيد خانوم
ترانه اي بت معبد خورشيد همراه با موزيك اين ترانه

ترانه گلسرخي در آلبوم جنبش حبيب است كه  حبيب اين شعر را براي شخصي آزادي خواه به نام خسرو گلسرخي خوانده است . 

يك نكته ديگر در مورد اين آهنگ ذكر كنم كه برخي از مردم اين آهنگ را با نام ريشه در خون  مي شناسن . 

 

خسرو گلسرخي

 

ترانه زیر را حبیب  برای شاعر و ترانه سرای شهید زنده یاد گل سرخی خوانده که در سال 1352 توسط رژیم پهلوی اعدام شد .

فارس گزارش داد: چندي پيش بخشي از فيلم دفاعيات خسرو گلسرخي از شبكه سوم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد كه مورد استقبال بينندگان بسياري قرار گرفت.متن كامل اين دفاعيات را از نظر مي گذرانيد. 

خسرو گلسرخي متولد دوم بهمن ماه 1322 شمسي در شهر رشت است. در كودكي پدرش قدير را از دست داد. مادرش شمس الشريعه وحيد، او و برادر دو ساله اش فرهاد را به شهر قم نزد پدربزرگ مادري شان حاج شيخ محمد وحيد برد. وحيد، مرد مبارزي بود كه روزگاري در نهضت جنگل ، در كنار ميرزا كوچك خان جنگيده بود. خسرو توسط وي تعليم ديد و تحت تأثير مبارزات و نظرات وي واقع شد و حتي شعرهايي به نام "جنگلي ها" و "دامون" در اين رابطه گفت و نام فرزندش را نيز "دامون" گذاشت. (دامون به معني پناهگاه، و انبوهي و سياهي جنگل است). در سال 1341، پس از درگذشت پدربزرگش همراه برادرش فرهاد به تهران رفت و در اتاقي كرايه‌اي در محله امين حضور سكني گزيد. او شب ها درس مي‌خواند و روزها كار مي‌كرد. 

خسرو در اين سالها، از ادبيات نيز غافل نبود دوران شكوفايي فكري و فعاليت چشمگيرش در مطبوعات را ميتوان در سالهاي 48 تا 52 كه سال دستگيريش توسط ساواك است دانست. اما كار جدي اش را در شعر از سال 45 شروع كرد. گلسرخي در سال 48 با عاطفه گرگين، دوست همرزمش ازدواج كرد و داراي فرزندي به نام "دامون" شد كه اكنون با مادرش عاطفه گرگين در پاريس زندگي مي‌كند. يك هفته بعد از دستگيري خسرو گلسرخي، عاطفه گرگين نيز كه به وسيله يكي از همكارانش از دستگيري خسرو آگاه شده بود دستگير شد و با به زندان افتادن او به ناچار سرپرستي فرزندش به برادرش سپرده شد. 
خسرو گلسرخي در 29 بهمن ماه 1352، و عليرغم آن كه به خاطر بودن در زندانِ ساواك هرگز نمي‌توانست در طرح گروگان گيري رضا پهلوي شركت داشته باشد، صرفا به خاطر دفاع از عقايدش در دادگاه نظامي به اعدام محكوم و در ميدان چيت گر تيرباران شد. 

متن دفاعيات 


ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم و حتي براي عمرم،من قطره‌اي ناچيز از عظمت خلق‌هاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب ليث‌ها ،‌ستارها و حيدر اوغلي‌ها، پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها ،‌ روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني،شيخ محمد خياباني‌ها نمودار صادق اين جنبش‌ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادا مي‌كند، هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: ؛در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ها و اباذر غفاري‌ها. 

زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق‌هاي محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم. او در اقليت بود و يزيد،بارگاه،قشون،حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشه‌اي از تاريخ را اشغال كرد ولي آن‌چه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود،‌نه حكومت يزيد. آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد مي‌كنيم. اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند. 


بايد به دنبال علل اساسي گشت معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟

 

خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند. 

آقاي رئيس دادگاه كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظام‌آباد،‌مثل پل امامزاده معصوم،مثل ميدان شوش،مثل دروازه‌غار برود و با كسانيكه زيرسر دارند،صحبت كند و بپرسد شما از كجا آمده‌ايد ؟ چه مي‌كنيد؟ مي‌گويند ما فرار كرده‌ايم. از چه؟ از قرضي كه داشته‌ايم. و نمي‌توانستيم بپردازيم.اصلاحات ارضي درست است كه قشر خرده‌مالك را بوجود آورد ولي در سير حركت طبقات اين ماندني نيست،خرده‌مالكي كه با ماموران دولتي مي‌سازد، نزديكتر است، ثروتمندتر است،آرام‌آرام مالك‌هاي ديگر را مي‌خورد،در نتيجه ما نمي‌توانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته‌. درست است شيوه توليدي دگرگون شده مقداري ولي از بين نرفته مگر همان فئودال‌ها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت مي‌كنند همان فئودال‌هاي سابق هستند كه حالا براي امپرياليسم دلالي مي‌كنند ،بورژوا كمپرادور شركت‌هاي سهامي زراعي و شركت‌هاي تعاوني كه بيشتر بخاطر مكانيزه كرده ايران بكار گرفته شده تا كدخداها. 


رئيس دادگاه: از شما خواهش مي‌كنم از خودتان دفاع كنيد 
گلسرخي : من دارم از خلق‌ام دفاع مي‌كنم. 
رئيس: شما بعنوان آخرين دفاع از خودتون دفاع بكنيد و چيزي هم از من نپرسيد بعنوان آخرين دفاع اخطار شد كه مطالبي آن‌چه كه به نفع خودتان مي‌دانيد در مورد اتهام بفرمائيد 
گلسرخي: من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم،من فقط به نفع خلقم‌ حرف مي‌زنم. اگر اين آزادي وجود ندارد كه من حرف بزنم مي‌تونم بنشينم. 
رئيس: همانقدر آزادي داريد كه از خودتان بعنوان آخرين دفاع،‌دفاع كنيد 
خسرو گلسرخي: (با خشم و غرور) من مي‌نشينم، مي‌نشينم، من صحبت نمي‌كنم،.... 
رئيس: بفرمائيد .

گلسرخي با غرور و خروشندگي كه در چهره‌اش آشكار است مي‌رود و مي‌نشيند.

 

متن ترانه گلسرخي  

 

ترانه گلسرخي با صداي حبيب

 

 

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.



گل سرخي ، گل لاله
گل خون رنگ شقايق


گل ايمان ، گل ايثار
گل طوفان زده ما


خون تو محراب خلقه
توي هر كوي و برزن ما


هميشه در تو پنهون
قصه هاي خنجر رو خوند


پرنده هــــــــــــاي مهاجر
نميارن از تو نشــــــــــون


نميارن از تو نشـــــــــــون
گر سپيدي گل زنبق
گر سپيدي گل زنبق ، گل يـــــــــاس


چرا توي هر شاخه تو
غنچه هاي غم شكفتـــه


بوي غنچه هات چه خوشبو 
ولي افسوس كج شكفته


ريشه در خون ، داري اي گل
خون به هر رگت رسيده 


نميدونم ، نميدونم 
چرا قلب تو سپيده

 

متن كامل دفاعيه ي خسرو گلسرخي در دادگاه بدوي . 

 

خسرو گلسرخي در دادگاه

 

 

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.

 

یادمان سرو ایستاده، «خسرو گلسرخی»، هم‌او که رسم «چانه زدن» نمی‌دانست. 

در حکومت پیشین ایران و در رو در رویی با حکومتیان ـ آنچنان که در این حکومت و همۀ حکومت‌های بعد از این هم ـ کم نبوده‌اند کسانی که فنا شده‌اند. فدا، در راه باورهایی که داشتند و مهم‌ترین آن باورها، شاید، عدالت‌خواهی و برای همه یکسان‌خواستن‌هایشان.

به شهادت تاریخ این مبارزات اما، بوده‌اند نیز که مظلومانه و فقط به بهانۀ مردم‌دوستی‌شان بهایی گران پرداخته‌اند. جان‌های شریف‌‌شان را.

«خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» از آن‌جمله به ناحق کُشته‌شدگانند. مرگ مظلومانۀ آنان از همان فردای تیرباران‌شان، در ادبیات معاصر و به‌خصوص شعر امروز جای خود را باز کرد و ماندگار شد. جایی در کنار و هم‌سنگ با واقعۀ «سیاهکل».

سرود «بهاران خجسته‌باد!» یادگار نام و یادآور خاطرۀ «کرامت دانشیان» شد و «گُلِ سُرخ»، در شعر بعد از بهمن 52، سمبل «گلسرخی».

یکی ديگر از ترانه‌هایی که به یادمان گلسرخی سروده و اجرا شده ، ترانۀ  «شقایق» بود با شعری از «اردلان سرفراز»، آهنگی از ساخت‌های «فرید زُلاند»، تنظیم «آندرانیک آساطوریان» و صدای «داریوش اقبالی».


شاعر ترانۀ شقایق ـ اردلان سرفراز ـ در پانویس شعری که «به: خسرو گلسرخی، شقایقی که به فرمان باد پرپر شد» می‌نویسد:

زنده‌ یاد خسرو گلسرخی، شاعر شهید خلق از را از روزگار قلمزنیم (در دفتر یکی از مجله‌های هفتگی) می‌شناختم. با شنیدنِ خبر دستگیری و اعدامش، این ترانه در من آغاز شده و مرهم زمزمه‌های پنهانی بر زخم بغضی بود که هرگز به شکستن نرسید و نتوانستیم آن را سیر گریه کنیم.

 

 

شاید خاطرتان باشد و یا خوانده و شنیده باشید که جریان محاکمۀ گروه «کرامت دانشیان» و «خسرو گلسرخی»، در آن‌سال از تلویزیون سراسری ایران پخش می‌شد. در زمان بیان آخرین دفاعیاتِ دانشیان و گلسرخی، دستگاه حاکمه که غافلگیر شده بود، این پخش مستقیم از محل دادگاه نظامی را به‌ طور ناگهانی قطع کرد.

در سال 1358، نوار کاستی در بزرگداشت و به یادمان «خسرو گلسرخی» منتشر شد که برای اولین بار صدای او در دکلمۀ آن شعر معروف، و  آن بخش از سخنانش را که پخش نشد در خود داشت.  
متن این یادواره به‌قلم «ابراهیم زال‌زاده» بود که با صدای «بهرام رسول‌زاده» اجرا و گفتاری شده بود.  خلاصه‌ای از آن‌را می‌توانید در اینجا بشنوید!

 

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.

 

منبع خبر: http://www.parand.se/t-golesorkhi.htm

 

سرانجام خسرو گلسرخي در 29 بهمن 1352 توسط دادگاه به اعدام محكوم شد و در ميدان چيت گر او را تيرباران نمودند .

 

 

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.

 

 

 

 ( امتیازها: 3)



 لينك ثابت  تعداد بازديد: [630] ارسال كننده : salehkhan   تعداد نظرات (0)
تاريخ ارسال : 15 فروردين 1390   چاپ مطلب
تصوير نويسنده :

ارسال لینک برای دوستان از طریق یاهو مسنجر افزودن به علایق گوگل افزودن به کلوب 100 درجه افزودن به فیس بوک افزودن به تویتر افزودن به دیگ افزودن به خوشمزه افزودن به فرندفید افزودن به مهندس افزدون به دنباله [edit]

کد امنيتي: تصویر كد امنیتی
ریست کد


 


تبليغات

منوي کاربري
صفحات سايت

حاميان مالي سايت
موزيك آنلاين
دانلود ها
چت روم
آپلود تصاوير
سفارش تبليغات
لينك باكس سپنا
ویرایش قوانین سایت

پربيننده ترين ها

موزيك ويديو هواي امام زاده
ترانه شونه به شونه با صداي حبيب و آيوان
ترانه و موزيك ويديوي اگر نامه اي مي نويسي
ترانه واعظان با صداي حبيب
يك تصوير باشكوه از حبيب محبيان
موزيك ويديو غدير خم در وصف مولاي متقيان
ترانه بگو كي گفته با صداي حبيب
آهنگ دختر فراش باشي
موزيك ويديو ستاره ها با صداي حبيب
ترانه گلسرخي

برچسبها

آلبوم, آهنگ, آهنگها, اشاره, انقلاب, ايران, ایران, ترانه, تصوير, تصويري, جووني, حبيب, خداوندا, خواننده, خودشه, دانلود, سايت, سبك, سلام, صدا, صداي, عاشق, عشق, عكس, فکر, كليپ, لينك, مجموعه, محبيان, محمد, مرد تنهاي شب, مردم, مصاحبه, موزيك, موسيقي, نامه, نظرات, نوروز, ويديو, پسر

نمایش تمامی تگ ها

تقویم
يكشنبه, 31 ارديبهشت 1391 - 14:19

<    «  ارديبهشت 1391  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031 
مطالب تصادفي

آلبوم کنسرت های نوروزی لندن حبيب و محمد
ترانه شونه به شونه با صداي حبيب و آيوان
موزيك ويديو ستاره ها با صداي حبيب
ترانه صوتي همراز با صداي حبيب
يك تصوير باشكوه از حبيب محبيان
گالري عكسهاي محمد سري اول
موزيك ويديو هر كسي رو بيشتر دوست داري
موزيك ويديو جووني با صداي محمد
اگه تو مال من بودى با صداى كامى و محمد
كليپ تصويري خرچنگهاي مردابي

لينک دوستان
کانون هواداران حبیب محبیان
سايت حبيب موزيك
سايت Sepna سپنا
سايت محمد محبيان
كلوب هواداران حبيب
سايت حبيب محبيان
راهكارهاي پولدار شدن
طرفداران حبيب در فيسبوك
Datalife Engine Farsi
ارسال مطلب

مطالب خود را جهت انتشار در سایت ارسال نمائید

ارسال مطالب شما

 

Evden Eve Nakliyat
Evden Eve Nakliyat
Nakliyat
Evden Eve Nakliyat
Evden Eve Nakliyat